یک ماه را در زیر پر های خدا روزه داری کردی و هر چه از خداخواستی را گرفتی ،و یک ماه را دست در دستان خدا نهادی و در زمین قدم نهادی ،یک ماه تمام خوشبختی ها و خوبی ها را از خدا گرفتی ، دریک ماه خدا همه ی کارهای زشت تو را فراموش کرد و از صفحه ی اعمال تو پاک کرد و به جای ان خوبی برایت گذاشت ، اما در عوض همه این چیز هایی را که خدا به تو داد فقط از تو یک چیز را خواست و آن هم این بود که این چند ماه باقی مانده تا سال را برگه ی اعمالت را سیاه نکنی از و خواست مهربان باشی و دست محروم را بگیری همان طور که او این کار را برای تو انجام داد از تو خواست همین طور چهره ات را زیبا نگهداری ، اما آیا در گذشتن این ماه همه ی ما دفترمان زیبا می ماند ؟آری اگر خود بخواهیم می ماند پس بخواه ، بخواه تا به قولت عمل کنی ، تو می توانی