شبی با برکت
-
تاریخ: 1395/6/25 ساعت: 8:42
یک ماه را در زیر پر های خدا روزه داری کردی و هر چه از خداخواستی را گرفتی ،و یک ماه را دست در دستان خدا نهادی و در زمین قدم نهادی ،یک ماه تمام خوشبختی ها و خوبی ها را از خدا گرفتی ، دریک ماه خدا همه ی کارهای زشت تو را فراموش کرد و از صفحه ی اعمال تو پاک کرد و به جای ان خوبی برایت گذاشت ، اما در عوض ه...
پایان ضیافت الهی
-
تاریخ: 1395/6/25 ساعت: 8:42
درک می کنم : خداحافظی خیلی سخت است با ماهی که با آن خاطرات شیرین دارید ،خاطراتی که تمامی آنها برگ برگ زندگی شما را ورق می زند و درون دلهای زیبایتان کلبه ای رنگین می سازد ، اما دیگر چه بخواهی یا نه تمام شده و باید با آن تا یک سال دیگر خداحافظی کنی ،خداحافظ ای بهتین و زیباترین ماه مستان خدا خدانگهدار ...
بابایی که او را نمی شناختم
-
تاریخ: 1395/6/25 ساعت: 8:42
بابایی مهربان برای دخترکی غریب تا جایی که یادم می آید ماه ضیافت و مهمانی خدابود، که در مسجد محل کودکی را دیدم درحال خرما پخش کرن، اون شب ،شب احیا بود ؛دخترک خیلی صورتش زخمی بود ،از ظاهرش می توانستم زندگی پر دردش رو ببینم، رفتم جلو و یک خرما برداشتم، وبه اوگفتم انشاء الله قبول باشه ؛دخترک سرش و انداخ...
زیبا ترین عشق خدا
-
تاریخ: 1395/6/25 ساعت: 8:42
بریدن از معشوقی که تازه به او رسیده ای ، از دست دادن بهترین الماس زندگی ات برای گرفتن نور خورشید برای بهتر زندگی کردن چه کسی می تواند پاره ای از تنش را برای انجام امر الهی قربانی کند او چه نیلوفری را دارد که حاضر است برای بدست آوردنش غنچه اش را پرپر کند او با چه حسی در درونش خنجر در گلو ی طفلی می گذ...